دکتر سو جانسون، نویسنده کتاب پرفروش «مرا محکم در آغوش بگیر»، این بار براساس تحقیقاتی گسترده، درکی انقلابی درباره‌ی چرایی و چگونگی عاشق شدن ارائه می‌دهد.

هر روز به گوشمان می‌رسد که بعضی روابط عاطفی با شکست روبه‌رو شده‌اند و این سؤال به ذهنمان خطور می‌کند که آیا انسان به تک‌همسری گرایش دارد یا خیر؟ دکتر سو جانسون در کتاب «حس عاشقی: تحولی نوین در دانش روابط عاشقانه» شواهد علمی جدیدی را ارائه می‌دهد که براساس آن‌ درمی‌یابیم که انسان‌ها برای زندگی مشترک آفریده شده‌اند. او به ما توضیح می‌دهد که عشق رمانتیک دقیقاً مانند رابطه مادر و کودک، پیوند دلبستگی است و به ما می‌آموزد که چگونه حس عاشقی خود را توسعه دهیم و به روابط طولانی مدت دست یابیم.

از آنجا که عشق اتفاقی کم‌اهمیت و نابخردانه نیست و دستورالعملی خردمندانه و سفارش‌شده برای بقاست، حس عاشقی سه مرحله از روابط را به ما گوشزد می‌کند که به بهتر شدن حال و هوای ما و شریک عاطفی‌مان کمک می‌کند: درک احساسات (شعور عاطفی)، منطق عشق، و مزایای عشقی و روانی عشق امن.

براساس پژوهش‌های تازه، حس عاشقی تفکر ما درباره عشق را تغییر می‌دهد و به‌واقع تحولی است نوین در دانش روابط عاشقانه.

 

بخشی از کتاب حس عاشقی: تحولی نوین در دانش روابط عاشقانه، اثر دکتر سو جانسون

عشق برای بسیاری از ما، مثل یک افسونگر است، نیرویی قوی و خطرناک که بی‌آنکه صدایش بزنیم، خود به سراغ ما می‌آید. شاید چون عشق بسیار گیج‌کننده و قانون‌ناپذیر به نظر می‌رسد، ما اعتقادمان به موفقیت در روابط صمیمی پایدار را از دست داده‌ایم. بدبینی درباره عشق به‌سرعت در حال گسترش است. هر روز از طریق رسانه‌ها و تلویزیون، از روابط نامشروع افراد معروف باخبر می‌شویم. وبلاگ‌های مشاوره آنلاین را چک می‌کنیم که تاب خوردن یا همان تعویض شریک زندگی را به عنوان راهی برای رویارویی با خستگی‌های اجتناب‌ناپذیر رابطه، به‌شدت تحسین می‌کنند و در نوشته‌های شخصی مردم در روزنامه‌ها، می‌خوانیم که حفظ رابطه متعهدانه‌ی تک‌همسری مفهومی قدیمی و ناممکن شده است و باید دورانداخته شود و هنگامی که موضوع بحث، بر عشق بزرگسالی متمرکز می‌شود، به نظر می‌رسد که به‌راستی راه را گم کرده‌ایم.

ازقضا همه این اتفاقات به شکل مضحکی، در زمانی اتفاق افتاده‌اند که بیش از هر زمان دیگری به عشق رمانتیک نیازمندیم. سونامیِ تنهایی و اضطراب و افسردگی در جوامع غربی گسترش یافته. امروزه دوستی بالغانه، گاهی تنها رابطه حقیقی انسانی است که در دنیای دیوانه‌وار تلویزیون و موبایل، می‌توانیم به آن اعتماد کنیم. مادربزرگ من در روستایی با سیصدنفر جمعیت زندگی می‌کرد، در شبکه‌ای انسانی که سرشار از مهربانی، دلسوزی و حمایت بود؛ ولی اکنون اکثر ما، اگر خوش‌شانس باشیم، در جامعه‌ای متشکل از دونفر زندگی می‌کنیم. با توجه به محدودیت ارتباطی در دیگر اجتماعات انسانی، تلاش کردن و بودن در زندگی شریکمان، ویژگی استرس‌زای زندگی ما شده است. شاهد ادعا این است که ما در مقایسه با گذشته، به ارتباط عاطفی و حمایت شریکمان بسیار وابسته‌تریم، درحالی‌که اصلاً نمی‌دانیم چگونه عشق را بیافرینیم و آن را حفظ کنیم.

گذشته از این، به نظر می‌رسد که ما به شیوه‌های مختلف، خلاف اشتیاقمان به عشق و تعهد تلاش می‌کنیم و جامعه خلاف انتظارمان، استقلال عاطفی را می‌ستاید و ما همواره ترغیب می‌شویم که اول از همه و بیشتر از همه، خودمان را دوست بداریم…

حس عاشقی: تحولی نوین در دانش روابط عاشقانه را سپیده انصاری و وحید تقی‌پورانوری به‌اتفاق، ترجمه کرده‌اند و انتشارات ذهن‌آویز آن را منتشر و در دسترس علاقه‌مندان قرار داده است.

  • فریبا یاراحمدی
  • شهریور ۱۶, ۱۳۹۹
  • 444 بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
مقایسه