به قلم ساشا از سان‌دیگو

برگردان: مهسا درویش، با کمی تغییر

 

 

سی. اس. لوئیز می‌گوید: « اغلب، مشکلات افراد عادی را برای سرنوشتی خارق‌العاده آماده می‌کند.» این نقل قول لوئیز سفری را به یاد ما می‌آورد که نیک وُی آچیچ مسافر آن بود، مسافری که با داستان الهام‌بخش خود میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار داده است. نیک چهارم دسامبر 1982، در استان ملبورن، ایالت ویکتوریای استرالیا درحالی متولد شد که دستی برای نوشتن و پایی برای ماجراجویی نداشت. از بخت خوب او، وقتی به نوجوانی رسید، قانون‌گذاران ویکتوریا قانون منع حضور معلولان جسمی_حرکتی را در مدارس دولتی لغو کردند. وقتی این قانون لغو شد، نیک یکی از اولین کودکان معلولی بود که به مدرسه رفت؛ اما به دلیل اینکه اندامی برای نوشتن و راه‌رفتن نداشت، از سوی دیگر دانش‌آموزان بسیار آزار دید تا جایی که در لاک افسردگی فرو رفت و دست به خودکشی زد؛ اما 15 ساله بود که هم‌کلاسی‌هایش به‌تدریج او را در جمع خود پذیرفتند و او با ایمانی که به خدا داشت توانست با شرایط خود کنار بیاید؛ زیرا اثبات ناتوانی دلیل بر ناتوانی نیست. نیک آچیچ امروزه، با بسیاری از شرکت‌های مشهور همکاری می‌کند؛ شرکت‌هایی چون: «زندگی بدون اندام»، «نگرش ارتفاع» و «پاکر». هدف این شرکت‌ها نیز مراجعه به مدارس و محل‌های کار و صحبت با مردم درباره‌ی زورگویی و مواردی از این قبیل است. گذشته از این، نیک رمز و راز سفر طولانی‌اش برای دستیابی به خوشبختی و چگونگی قدردانی بیشتر از زندگی را با مردم جهان به اشتراک می‌گذارد. هرچند که او مهم‌ترین اعضای بدن را ندارد، اما شجاعانه موفق شده است که بر سختی‌های زندگی‌اش غلبه کند و دریابد که زندگی هدیه‌ای است بی‌حدومرز. او همچنین مردم را به درک زندگی ترغیب می‌کند و به آن‌ها انگیزه می‌دهد تا خوشبخت‌تر باشند.

«من وانمود نمی‌کنم که زندگی‌ام آسان است، اما با عشق به والدین، عزیزان و ایمان به خدا، بر مصیبت خود غلبه کرده‌ام و اکنون زندگی من با شادی و هدف پر شده است.» نیک آچیچ

نیک به اندازه کافی شجاعت داشت تا این حقیقت را بپذیرد که هیچ اندامی ندارد و باید با آن کنار بیاید و البته این را هم فهمید که گرچه زندگی‌ دشواری در پیش دارد، در محاصره عزیزانی قرار گرفته است که بی‌توجه به معلولیت‌هایش از او مراقبت می‌کنند. افزون بر این‌ها، ایمان او به خدا سبب تغییر مسیر زندگی‌اش شد.

یکی از اصلی‌ترین مباحثی که نیک در سخنرانی‌های انگیزشی خود از آن سخن می‌گوید این است که زندگی سرشار از انتخاب است. «من امکان انتخاب دارم؛ شما نیز همین‌طور. ما می‌توانیم تصمیم بگیریم که با ناامیدی‌ها و کاستی‌ها کنار بیاییم. ما می‌توانیم تلخ، عصبانی یا غمگین باشیم یا وقتی با اوقات سخت و افراد مضر روبه‌رو می‌شویم، می‌توانیم از تجربه‌های خود بیاموزیم و به جلو برویم و مسئولیت سعادت خود را برعهده بگیریم.» این سخن بازتابی از زندگی نیک و تصمیماتی است که گرفته است و چگونگی تأثیرگذاری او را بر زندگی خود و دیگران نشان می‌دهد. او می‌توانست به‌راحتی تسلیم شود و همیشه خشمی پنهان یا آشکار در سینه داشته باشد؛ اما آن‌قدر شجاع بود که به روشی متفاوت به زندگی و دشواری‌هایش نگاه کرد. با تحقق این اندیشه مثبت، او توانست ناتوانی‌های خود را نعمتی ببیند که به او امکان می‌داد زندگی خود را در مسیر فرصت‌های بیشتر به جریان اندازد. همین حماسه است که به او قدرتی می‌بخشد تا با کمک آن بتواند به مردم انگیزه‌ی دوباره ارزیابی خود و زندگی‌شان را بدهد تا بتوانند انتخاب‌های مناسب را برگزینند. نیک آن‌قدر شجاع بود تا از دل مشکلات برخیزد و اعتراف کند که زندگی لبریز از فرصت‌هایی است که هرگز نباید آن‌ها را نادیده گرفت. همین شجاعت بود که به او اجازه داد تا از محدودیت‌های خود پله‌ای بسازد برای رشد و توسعه زندگی شخصی‌اش.

آچیچ با سخنان انگیزشی خود و درس‌هایی که به مخاطبانش می‌دهد، قهرمان بی‌بدیل بسیاری از مردم جهان شده است. او به دنیا اهمیت می‌دهد برای همین نیز ساعت‌های بسیاری را صرف تلاش برای تغییر آن می‌کند و پروژه‌ی همکاری او با سازمان پاکر، که یکی از سازمان‌های مبارزه با زورگویان اجتماعی است، نیز در همین راستاست. او دلیل خود را از همکاری با این سازمان‌ها چنین بیان می‌کند: «من انواع زورگویی را در زندگی‌ام تجربه کرده‌ام و خوب می‌دانم چه احساسی دارد که فردی زیر نظر گرفته و رانده شود.» نیک به این شیوه می‌خواهد اطمینان یابد که نوجوانان امروزی آسیب‌هایی را که او در کودکی و نوجوانی دیده است نمی‌بینند.

نیک آچیچ برای اینکه بسیار زودتر از آنچه ممکن است به هدف خود دست یابد، که همان ساختن جهانی‌ بهتر برای زندگی است، آثاری را خلق کرده است و زندگی بی‌حدومرز یکی از پرفروش‌ترین‌های آن است. او در این اثر خود، با ایجاد حس اعتماد به دیگران، توسعه‌ی روابط حمایتی و به دست آوردن قدرت برای سفر، با هدف تحقق زندگی موفق و خوشبخت، مشاوره‌ای عملی را به مخاطبان ارائه می‌دهد. او در این اثر به خواننده می‌آموزد که چگونه آنچه را نمی‌تواند کنترل کند بپذیرد و بر آنچه می‌تواند تغییر دهد تمرکز کند. زندگی بی‌حدومرز او برنامه‌ای است عملی برای کمک به کسانی که می‌توانند مسیر منحصربه‌فرد خود را برای زندگی‌ای موفق تعیین کنند.

زندگی بی‌حدومرز را مسیحا برزگر ترجمه کرده و انتشارات ذهن‌آویز آن را به چاپ رسانده است.

منابع : 

https://myhero.com

 

  • فریبا یاراحمدی
  • شهریور ۱۶, ۱۳۹۹
  • 466 بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
مقایسه