• ارسال

تو،تویی؟! 1 (داستانهای کوتاه و شگفت انگیز)

نمره 0 از 5

قیمت: تومان ۲۸,۰۰۰

معرفی کوتاه

تو،تویی؟! 1 (داستانهای کوتاه و شگفت انگیز)

کتاب تو، تویی؟! اثری است از امیررضا آرمیون به چاپ انتشارات ذهن آویز. این کتاب حاوی مجموعه ای از داستان های کوتاه، شگفت انگیز، تحول آفرین، الهام بخش و تامل برانگیز است که مفاهیمی عمیق و جذاب را در خود جای داده اند و خواننده را به سوی زندگی آگاهانه تر و شادتر سوق می دهند.
بخشی از کتاب:
آهنگری بود که پس از گذراندن دوران جوانی پر شر و شور، تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزکاری که داشت، در زندگی اش چیزی درست به نظر نمی آمد! حتی مشکلاتش مدام بیشتر می شد.
روزی، یکی از دوستانش به دیدنش آمده بود. دوستش پس از اطلاع از وضعیت دشوار وی، به او گفت: واقعا عجیب است! درست بعد از اینکه تو تصمیم گرفته ای مرد خدا ترسی بشوی، زندگی ات بدتر شده! نمی خواهم ایمانت را ضعیف کنم، اما با وجود تمام تلاش هایت در مسیر روحانی، هیچ چیز برایت راحت تر و بهتر نشده! چرا؟
آهنگر بلافاصله پاسخ نداد. او هم بارها به این موضوع فکر کرده بود و نمی فهمید که چه بر سر زندگی اش آمده است! اما نمی خواست سوال دوستش را بی پاسخ بگذارد. کمی فکر کرد و ناگهان پاسخ خاص و کاملی را که می خواست، یافت. این پاسخ آهنگر بود:
« در این کارگاه آهنگری، فولاد خام برایم می آورند که باید از آن شمشیر بسازم. می دانی چطور این کار می کنم؟ اول، فولاد را به اندازه جهنم حرارت می دهم تا سرخ شود؛ بعد با بی رحمی، سنگین ترین پتک را برمی دارم و پشت سرهم به آن ضربه می زنم تا اینکه فولاد، شکلی را که می خواهم بگیرد. بعد، آن را در ظرف آب سرد فرو می کنم، به طوری که تمام این کارگاه را بخار فرا می گیرد. فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله می کند و رنج می برد. یک بار کافی نیست. باید این کار را آن قدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست یابم.»
آهنگر لحظه ای سکوت کرد… و سپس ادامه داد:
«گاهی فولاد نمی تواند تاب این همه رنج و فشار را بیاورد. حرارت، ضربات پتک و آب سرد باعث ترک خوردنش می شود. آنگاه می فهمم که از این فولاد هرگز شمشیر مناسبی درنخواهد آمد لذا آن را کنار می گذارم.»
آهنگر باز کمی مکث کرد و بعد ادامه داد:
«می دانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو می برد. ضربات پتکی را که بر زندگی من وارد کرده، پذیرفته ام و گاهی به شدت احساس سرما می کنم. انگار فولادی باشم که از آب دده شدن رنج می برم. اما تنها چیزی که می خواهم این است:
خدای من، ای جان جانان، از کارت دست نکش تا شکلی را که تو می خواهی به خود بگیرم… با هر روشی که می پسندی ادامه بده. هر مدت که لازم است ادامه بده… اما هرگز مرا به میان فولادهای بی فایده پرتاب نکن!»

مشخصات

مولف

اميررضا آرميون

قطع

خشتی

نوع جلد

شميز

تعداد صفحات

246

نوبت چاپ

44

سال چاپ

1399

شما هم می‌توانید در مورد این کالا نظر بدهید.

برای ثبت نظر، از طریق دکمه زیر اقدام نمایید. اگر این محصول را قبلا از نگارشاپ خریده باشید، نظر شما به عنوان مالک محصول ثبت خواهد شد.

افزودن دیدگاه جدید

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

دیگران را با نوشتن نظرات خود، برای انتخاب این محصول راهنمایی کنید.

لطفا پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید:

فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌از‌حدِ معمول، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید.

نظرات خود را براساس تجربه و استفاده‌ی عملی و با دقت به نکات فنی ارسال کنید؛ بدون تعصب به محصول خاص، مزایا و معایب را بازگو کنید و بهتر است از ارسال نظرات چندکلمه‌‌ای خودداری کنید.

بهتر است در نظرات خود از تمرکز روی عناصر متغیر مثل قیمت، پرهیز کنید.

به کاربران و سایر اشخاص احترام بگذارید. پیام‌هایی که شامل محتوای توهین‌آمیز و کلمات نامناسب باشند، حذف می‌شوند.