• ارسال

قله قاف

نمره 0 از 5

قیمت: تومان ۱۵۰,۰۰۰

معرفی کوتاه

قله قاف

کتاب قله قاف رمانی دو جلدی است به قلم عاطفه منجزی و چاپ انتشارات ذهن آویز. این کتاب روایتگر ماجرای زندگی مانا است، دختری جوان که پدر و مادرش بعد از سال ها عاشقی و زندگی خوش در کنار یکدیگر، در پی اتفاقات ناگوار رخ داده و حرف و حدیث و نیش و کنایه های اطرافیان به جایی رسیده اند که شک و بی اعتمادی نسبت به یکدیگر وجودشان را پر کرده و تنها راه باقی مانده را در جدایی می دانند. در این میان مانا و خواهرش که از شرایط حاکم در خانه به ستوه آمده اند به پیشنهاد مادربزرگشان، مامان نرگس، تصمیم می گیرند به خانه قدیمی او نقل مکان کنند تا آرامش از دست رفته خود را بازیابند…
بخشی از کتاب:
«اینجا شبیه بیمارستان صحرایی شده! مامانی که قلبش گرفته یه گوشه افتاده، بابامنوچ که از سردرد چشماش شده دو تا کاسه خون. بیتا جونو دیدم دو تا قرص پشت هم انداخت بالا، حالام چشماش داره پیلی پیلی می ره! آتابیگ، تازه زیر چشمش داره کبود می شه، طفلی پیرمرد از اون موقع تا حالا صداش در نیومده، ولی بد مشتی پیام زیر چشمش کاشت! آمیرزام که یه گوشه آشپزخونه نشسته به نوحه خونی واسه دل خودش! کیانم که شل و پل گوشه ی اتاقش افتاده، اینم از حاجی که با سر باندپیچی شده نشسته و حتی نمی تونه بره استراحت کنه!»
نگاهم روی کاوه مکث کرد. دستش طوری دو طرف فکش را محکم چسبیده بود که نمی شد دهانش را دید و نگاهش جایی مات مانده بود، انگار که داشت جای دیگری سیر می کرد! رد نگاهش را دنبال کردم و رسیدم به صورت ساینا که در خواب مثل فرشته ها شده بود. یک آن برق از سرم پرید و چشم هایم با دوری تند، مسیر رفته را برگشت، هنوز نگاهش چسبیده بود به صورت ساینا بی آن که حتی پلکی بزند! فکرم در هم شد، سرم را تکانی دادم تا لااقل کمی از هردمبیلی ذهنم کم کنم اما مگر ممکن بود؟!
ناچار سرم را به دیوار تکیه دادم و پلک هایم را بستم، چیزی که چند لحظه قبل دیده بودم، حتی با چشم بسته هم قابل تحلیل بود. سر شب فکر می کردم این فقط سایناست که دل به کاوه بسته و اختیارش را به دست دلش داده ولی حالا… دیگر شک نداشتم که این احساس دو جانبه است. مگر ممکن بود کسی آنطور که کاوه به صورت بخواب رفته ساینا زل زده بود، به کسی نگاه کند و در بحر افکارش غرق شود و دلش را قبل از آن نگاه نباخته باشد؟! پس… چرا هردو ساکت بودند؟ چرا هیچ وقت چیزی بروز نمی دادند؟! چرا من به اشتباه افتاده بودم؟!

مشخصات

مولف

عاطفه منجزی

قطع

رقعي

نوع جلد

شميز

تعداد صفحات

1144

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

شما هم می‌توانید در مورد این کالا نظر بدهید.

برای ثبت نظر، از طریق دکمه زیر اقدام نمایید. اگر این محصول را قبلا از نگارشاپ خریده باشید، نظر شما به عنوان مالک محصول ثبت خواهد شد.

افزودن دیدگاه جدید

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

دیگران را با نوشتن نظرات خود، برای انتخاب این محصول راهنمایی کنید.

لطفا پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید:

فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌از‌حدِ معمول، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید.

نظرات خود را براساس تجربه و استفاده‌ی عملی و با دقت به نکات فنی ارسال کنید؛ بدون تعصب به محصول خاص، مزایا و معایب را بازگو کنید و بهتر است از ارسال نظرات چندکلمه‌‌ای خودداری کنید.

بهتر است در نظرات خود از تمرکز روی عناصر متغیر مثل قیمت، پرهیز کنید.

به کاربران و سایر اشخاص احترام بگذارید. پیام‌هایی که شامل محتوای توهین‌آمیز و کلمات نامناسب باشند، حذف می‌شوند.